✔️ بیان مفهومی شاخص پیچیدگی اقتصادی با استفاده از یک مدل

در شکل زیر کشورهای (۱)، (۲) و (۳) را به عنوان یک نمونه فرضی از دنیای واقعی در نظر می گیریم و (الف)، (ب) و (پ) را به عنوان نمادی از محصولات تولیدی تجسم می کنیم.

قابل مشاهده است که کشور (۱) قادر به تولید هر سه محصول در اقتصاد خود است. درنتیجه از لحاظ شاخص پیچیدگی اقتصادی مقام اول را از منظر تنوع اقتصادی به خود اختصاص می دهد. درحالیکه کشورهای (۲) و (۳) در رتبه های بعدی قرار می گیرند.

از بعد محصولات، از آنجا که محصول (الف) تنها توسط کشور (۱) تولید می شود که دارای بیشترین تنوع است، لذا به عنوان محصول با کمترین فراگیری شناخته می شود و محصول (پ) نیز به عنوان فراگیرترین محصول شناخته می شود.

از تلفیق این دو مقوله (تنوع و فراگیری) می توان به شاخصی دسترسی پیدا کرد که بیانگر شاخص پیچیدگی اقتصادی یک کشور است.

تا قبل از رویکرد پیچیدگی اقتصادی، روشی قابل اتکاء برای محاسبه دانش و مهارت یا همان دانش مولد معرفی نشده است. محصولات، آینه و بازتاب رشد و مهارت موجود در یک اقتصاد هستند؛ بدین معنی که محصول تولید شده معرف دانش و مهارت نهفته شده در تولید خود است. درنتیجه می توان از محصولات به عنوان معیاری از دانش مولد موجود در آن اقتصاد استفاده کرد، و این همان اهتمامی است که در رویکرد پیچیدگی اقتصادی به دنبال آن هستیم.

☼محصولات تولید شده در اقتصاد متضمن دانش و مهارت تولیدی در خود هستند. در نتیجه با دانستن میزان پیچیدگی محصولات می توان به میزان دانش و مهارت موجود در آنها دست یافت. بدین نحو هر چه محصول پیچیده تر باشد بیانگر دانش و مهارت های پیچیده تری است و بالعکس. از تجمیع دانش و مهارتهای موجود در جامعه نیز می توان به حجم دانش مولد یا همان اقتصاد دانش بنیان در اقتصاد پی برد.

مدل مفهومی پیچیدگی اقتصادی

مطالب مرتبط

4 دیدگاه‌

  1. اکبرقاسم خانی گفت:

    سلام
    مطالب پیچیدگی درقالب این الگوبسیار گویاست.

  2. zahra گفت:

    سلام و درود من سایت شما رو بررسی کردم اما چرا این شاخص بین ۳ و -۳ می باشد را جایی ندیده ام اگر توضیحی داده بشه ممنون میشم چون خودم شدیدا درگیرش هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *